خانه » درباره افراد موفق » علیرضا بیرانوند نماد خواستن و موفقیت در میان فوتبالیستهای ایرانی
موفیت بیرانوند
داستان موفقیت علیرضا بیرانوند

علیرضا بیرانوند نماد خواستن و موفقیت در میان فوتبالیستهای ایرانی

بزرگان حوزه موفقیت،برای موفقیت در اهداف و برنامه ها و کسب ثروت،  اصولی را بیان کرده اند. ار آنتوتنی رابینز، برایان تریسی، جک کنفیلد،ناپلئون هیل گرفته تا استیو جابز، بیل گیتس، آرنولد شوایتزنیگر و وارن بافت  همواره برای موفقیت اصولی را بیان کرده اند که علاوه بر اینکه راهنمای خودشان در زندگی بوده به بسیاری از علاقمندان ،برای کسب موفقیت نیز چراغ راهنما بوده است. در این مقاله قصد داریم به داستان موفقیت یکی از فوتبالیستهای کشورمان بپردازیم. که بدون اینکه برخی از این اصول را به صورت آکادمیک فراگرفته باشد، به صورت عملی از اصول موفقیت برای رشد و توسعه خود بهره گرفته است. علیرضا بیرانوند را می گویم:

 در حالی که در اینترنت جستجو می کردم، مصاحبه علیرضا بیرانوند ۲۴ ساله نظر من را جلب کرد. به همین دلیل در لابلای صحبتهایش به چند اصل موفقیت پی بردم که در زیر به آنها اشاره می کنم:

  • خواستن و اشتیاق سوزان:

ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید به موضوع اشتیاق سوزان اشاره می کند و اینکه طوری به سمت هدف بروید که اگر لازم باشد حتی جانتان را هم هزینه کنید . در مصاحبه بیرانوند این مطالب نظر من را جلب کرد: “عشق فوتبال در من جوری بود که همیشه با پدرم بر سر خواستن فوتبال دعوا می کردم. پدر من هم چون دستش به من نمی رسید وسایلم را پاره می کرد. وقتی بابا وسایل ورزشی مرا پاره می کرد حس می کرد مرا یک دل سیر زده! چون می دانست وسایلم را خیلی دوست دارم و حاضرم هر کاری برای فوتبال بکنم” .

  • هدف گذاری

یکی از ابزارهای لازم برای رسیدن به موفقیت داشتن هدف واضح و روشن است. کسانی که در زندگی هدف ندارند وقتی مورد پرسش قرار می گیرند که هدف شما در زندگی چیست؟ به این موضوع اشاره می کنند که ما به دنبال خوشبختی، موفقیت، کسب ثروت و … هستیم . در صورتی که هدف باید مشخص و معین باشد .در این زمینه نیز علیرضا بیرانوند موفق بوده است وی دراین باره می گوید:”  از روز اول می دانستم نیت و شغل اصلی من فوتبال است پس مجبور بودم برای هدفم این کارها را انجام دهم. هر جا می رفتم می گفتم فقط یک جای خواب به من بدهید، برایتان کار می کنم. به رستوران رفتم گفتم به شما در شستن ظرف ها کمک می کنم. آنها به من یک اتاق برای خوابیدن دادند و هر روز ساعت ۶ صبح مرا بیدار می کردند و تا ساعت ۱۲ ظرف می شستم. می رفتم سر تمرین، دوباره برمی گشتم و باید کمک می کرم. بعضی وقت ها خیلی اذیت می شدم و روزی هزار تومان هم بیشتر به من نمی دادند! تمام این دردسرها به خاطر هدف اصلی بود.”

  • شجاعت و اقدام کردن

برخی برای اینکه موفق شوند منتظر این هستند که همه شرایط به نفع آنها تغییر کند در واقع آنها شجاعت تصمیم گیری و عمل کردن، ندارند؛ در صورتی که علیرضا بیرانوند در این زمینه می گوید:”  من سال ۸۶ به تهران آمدم؛ یعنی وقتی که ۱۵ سالم بود. من هست و نیست های فوتبال در تهران را نمی دانستم. نمی دانستم زیرگروه هایی هست، آسیاویژنی وجود دارد، من فقط سوار اتوبوس شدم تا برای فوتبال از خرم آباد به تهران بیایم. در اتوبوس یک آقایی را دیدم به اسم حسین فیض که مربی وحدت تهران بود. ما با هم صحبت کردیم. به من گفت یک تیم دارم، صد و پنجاه هزار تومان پول بده من تو را به تیم ببرم و ثبت نام کنم؛ در صورتی که من حتی کرایه به تهران آمدنم را هم از دیگران گرفته بودم! گفتم من آمده ام پیشرفت کنم و پولی هم برای خودم دربیاورم”.

  • اقدام با دست خالی

این باور غلط وجود دارد که برای موفق شدن باید به مقدار کافی سرمایه داشت . در حالی که با نگاهی به انسانهای موفق در می ابیم آنها وقتی شروع به اقدام کردند نه تنها سرمایه ای نداشتند بلکه بدهکار هم بوده ا ند. نمونه آن احمد حلت و بختیاری می باشد که از زیر صفر شروع کرده اند. بیرانوند می گوید من حتی کرایه آمدن به تهران را هم نداشتم” من در خانواده ای به دنیا آمدم که از نظر مالی خیلی ضعیف بود. من از همان ابتدای کودکی علاقه بسیار زیادی به ورزش به خصوص فوتبال داشتم و همه کار کردم تا به این علاقه و آرزویم برسم. سال اولی که به تهران آمدم حتی پول کرایه ام را نداشتم، چه برسد به اینکه بروم فوتبال بازی کنم! من از اقوام و فامیل پول کرایه ام را قرض کردم تا بتوانم به تهران بیایم. واقعا خانواده من در شرایطی نبودند که بتوانند پول مرا هم بدهند. خلاصه به تهران آمدم و شروع کردم به کار کردن.”

  • داشتن اعتماد به نفس و نترسیدن از کار کردن

برخی معتقدند برای موفقیت نباید هر شغلی را انتخاب کرد و هر کاری کرد، وقتی به زندگی آنتونی رابینز نگاه می کنیم متوجه می شویم در سخت ترین شرایط زندگی را تجربه کرده و سخت ترین و پایین ترین کارها را انجام داده است، جوان قصه ما هم از این اصل مستثنی نیست وی  در این باره می گوید” من حتی وقتی برای نوجوانان نفت بازی می کردم خوابگاه نداشتم. جایی نداشتم که شب ها بخوابم. برای خواب حدود سه ماه خانه عمه ام بودم ولی خب بیشتر از این نمی شد آنجا ماند، چون اذیت می شدند. بعد از اینکه از خانه عمه ام بیرون آمدم به خاطر اینکه جایی برای خواب داشته باشم رفتم برای یک کارواش کار کردم. بعد از کارواش به یک پیتزافروشی می رفتم و کار می کردم. من حتی در تهران رفتگری هم کردم. همیشه و همه جا اینها را می گویم و هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ مخصوصا رفتگری ام را. من افتخار می کنم که این کارها را انجام دادم و خدا را شکر خداوند مزد زحمات و زجرهایی را که کشیدم به من داد.”

بیرانوند در حضور دروازه بانهای با تجربه، به عنوان سنگر بان اول تیم ملی خود را معرفی کرد و در ۲۴ سالگی به این کار مهم دست پیدا کرد. و اگر ویژگی های فوق الذکر در او نبود دسترسی به این مهم حاصل نمی شد. صرف نظر از رنگهای مطرح در میان هوادارن فوتبال، داستان زندگی وی می تواند به عنوان الگویی ناب برای موفقیت به ویژه در میان جوانان مطرح شود.

گروه تداوم- علیرضا فیروزی

اخذ مطالب بدون ذکر منبع ممنوع است

درباره alireza firoozi

۴ نظرات

  1. متشکرم! عالی بود.

  2. سلام.من همیشه مطالبتون رو دنبال میکنم.وبسایت خیلی خوبی دارید.ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *